ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

264

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

است . و بر بسيارى از امور نفسانى و امثال آن از قرينه هايى كه احتمالا از شمارش خارج است . پس اين امور ياد شده و مانندهاى آن اگر چه در پنهان كردن آن كوشش شود ناگزير به وسيلهء دو عامل ياد شده آشكار و برملا مىشود . در اين كلمهء امام عليه السلام هشدارى بر خردمند است كه سزاوار نيست كارها را پنهان كند . مگر كارهايى را كه اگر كسى بر آن مطلَّع شود در عرف مردم زشت نباشد و از روبرو شدن با آن طبع مردم گريزان نشود . چون اگر كارى را مخفى كند كه مردم زشت مىدانند و در ميانشان ناپسند است . اگر بر آن مطلَّع شوند كه يقينا به وسيله عوامل ياد شده مطلَّع خواهند شد . از رسوايى در امان نخواهد بود و در مدت عمرش سرگرم مخفى داشتن كارهاى زشت خواهد بود . مدّتى سرگرم پنهان كردن كار زشت است . يعنى مواظب است كه رازش آشكار نشود و خود را سرگرم آن مىسازد و مىكوشد كه مصالح كلى خود را حفظ كند . و پس از آشكار شدن عيبش به فكر چاره جويى است تا از ننگ آن رها گردد . و از روبرو شدن با آن رنج مىبرد و بر امرى كه موجب آشكار كردن آن شده تأسّف مىخورد و بىتابى مىكند كه هيچ فايده اى ندارد . و تمام اين امور منع شده است چون آدمى را سرگرم كارى مىكند كه نبايد به آن توجّه نمايد . امّا اين كه امام عليه السلام آشكار كردن راز نهان را به خدا نسبت مىدهد ، از قول ما كه گفتيم خداوند همه چيز را افاضه مىكند و علَّت همهء علَّتهاست ، آشكار مىشود . و خداوند سرپرست حق است . كلمهء چهل و ششم گفتار امام عليه السلام : اللَّهمّ اغفر لنا دفرات الالحاظ ، و سقطات الالفاظ ، و هفوات اللسان ، و سهوات الجنان . بار خدايا چشم زدنهاى ما و اشتباهات گفتار و لغزشهاى زبان و غفلت دلهاى ما را ، بيامرز . شارح گويد : رمزات جمع رمزه و به معناى اشاره است . الحاظ جمع لحظ و آن نگاه كردن سبك است . و منظور از سقطة القول ، اشتباه در گفتار است . و جمع آن سقطات و سقاط مىباشد . و هفوة به معناى لغزش . و سهو ، غفلت و بى خبرى است . و عبارت از روى گرداندن نفس از چيزى در حال سرگرم بودن به چيز ديگرى است .